|
۱. هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟ الف. هدف خاصی نبود . ب. گل اضافی بود . ج.نسخه آزمایشی بود . د.اصلا کار خدا نبود. 2. چرا خدا مردها را از روی زمین برنمیدارد؟ الف.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند . ب.مگه ما روی زمین مرد هم داریم ؟ ج.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد ! د. حالا چه عجله ایه؟ 3. اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟ الف.چیز خاصی نمی آفرید . ب.پیراشکی . ج.خروس جنگی. د.فضای خالی. 4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه اتفاقي حادث می شود؟ الف.مگه قراره اتفاقی بیافته ؟ ب.خارشتر کویر لوت که آفت نداره ! ج.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد !! د. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر . ( به به ) 5. چه وقت مردها عاشق می شوند؟ الف.چه وقت مردها عاشق نمی شوند! ب.هر وقت مامانشون بگه . ج.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند . د.یک روز از همین روزا ! 6.مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟ الف.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند . ب.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن) ج.اصلا عشقشون یادشون می یاد ؟؟ د.رابطه مستقیم با عشق جدید داره . 7.مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟ الف.فنر با ثابت بالا . ب.پارچه استرج . ج.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته . د.کش تیرو کمان يا بند تنبان 8.مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟ الف.هر شب . ب.هر وقت که خدا بخواد . ج.هر وقت مامانشون بگه . د.سیکل زمانی خاصی ندارند . 9.مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟ الف.اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن! ب.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن يك کاری بکنن! ج.به مامانشون می گن که يك کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن! د.می رن کلاس آشپزی !! 10.وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟ الف.چیزی نمی گن چون لال میشن . ب.وقت نمی کنن چیزی بگن . ج.اولش چیزی براي گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه . د.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن . 11.مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟ الف.با دو دست . ب.با تور . ج.با چنگول . د.با زبون بازي 12.معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟ الف.هر که پیش آمد خوش آمد . ب.به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه . ج.ده بیست سی چهل ميكنن . د. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز يك مدل بهترش میاد و وایمیستن بهترش بیاد !!!
دروغ هاي متداول برخي پسران به دختران همراه با معاني آنها(طنز) دروغ: بعدا" باهات تماس مي گيرم معني: ديگه هيچ وقت منو نمي بيني دروغ: تو قسمتي از وجود مني- نمي دوني تا چه اندازه دوستت دارم معني: تو براي من به اندازه کافي زيبا، باهوش و پولدار نيستي ميزارمت کنار دروغ: اون دختر هيچ تيريپي با من نداره - ما فقط دوست معمولي هستيم معني: عاشقشم دروغ: من ترو براي وجود خودت دوست دارم معني: نیت خیری بهت ندارم دروغ: آخر اين هفته با دوستام داريم ميريم کوه معني: داريم ميريم دختر بازي. دروغ: مي توني 5 هزار تومن بهم قرض بدي؟ تا آخر هفته بهت برميگردونم معني: پولتو ببوس و باهاش خداحافظي کن. اين هم شايد بزرگترين دروغي باشد که تا بحال گفته شده: دروغ: قول ميدم تا زمانيکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداري کنم معني: ازت ميخوام لباسامو بشوري، خونمو تميز کني، غذا برام بپزي، وقتي مريض ميشم ازم پرستاري کني، از بچه هام مراقبت کني، به دوستام و خانوادم سرويس بدي . هر وقت بخوام ميرم با دوستام و دختراي ديگه گردش، هيچوقت پول بهت نمي دم و هيچ کلمه خوشحال کننده اي بهت نخواهم گفت و هيچ کاري که براي تو جالب باشه انجام نخواهم داد!
some of the Best Moments in Life: To fall in love. To laugh until it hurts your stomach. To find mails by the thousands when you return from a vacation. To clear your last exam. To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.. To find money in a pant that you haven't used since last year. To laugh at yourself looking at mirror, making faces. Calls at midnight that last for hours. To accidentally hear somebody say something good about you. To wake up and realize it is still possible to sleep for a To hear a song that makes you remember a special person. To watch the sunset from the hill top. To feel butterflies! in the stomach every time that you see To pass time with your best friends. To see people that you like, feeling happy. To use a sweater of the person that you like and find that it still See an old friend again and to feel that the things have not changed.. To have somebody tell you that he/she loves you.' To laugh .......laugh. .......and laugh ...... remembering stupid These are the best moments of life.... Let us learn to cherish them. "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
بعد از ازدواج :سحر خیز شدن بیدار شدن زودتر از خورشید بعد از ازدواج :معتبر شدن رفتن به حیاط با اجازه بعد از ازدواج :تقویت معده خوردن غذا های سوخته با منت بعد از ازدواج :ورزیده شدن کار کردن در شرایط سخت
4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
شنبه
I am Thankful... I can see the beauty all around me. There are those whose world is always dark. خدا را سپاس من میتوانم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه است I am Thankful… I can walk. There are those who have never taken their first step. خذا را سپاس من میتوانم راه بروم کسانی هستند که هیچ وقت نتوانسته اند حتی یک قدم بردارند I am Thankful… My heart can be broken. There are those who are so hardened they can’t be touched. خدا را سپاس که دل رئوف و شکننده ای دارم کسانی هستند که آنقدر دلشان از سنگ است که هیچ محبت و احساسی را درک نمی کنند I am Thankful… For the opportunity to help others. There are those who have not been so abundantly blessed as I. خدا را سپاس به من این فرصت را دادی که بتوانم به دیگران کمک کنم کسانی هستند که از این نعمتی که به من داده ای بی بهره اند I am Thankful… I can work. There are those who have to depend on others for even their most basic needs. خدا را سپاس من میتوانم کار کنم کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهایشان هم به دیگران محتاجند I am Thankful… I have been loved. There are those for whom no one has ever cared. خدا را سپاس کسی هست که مرا دوست بدارد کسانی هستند که بود و نبودشان برای هیچ کس مهم نیست
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
الف) من و شما ترشیدیم رفت ! ب) اینا خاله بازی راه انداختن ! ج) عرضه ی شوهر کردن نداری پشت سر مردم حرف نزن ! د) توانا بود هر که دانا بود .... ز شوهر دل پیر برنا بود ! (یعنی این عروس خانوم خیلی از تو دانا تر بوده که هیچ ، خیلی هم در جذب شوهر تو این زمونه تواناتر بوده، حالا چیه میسوزی؟!)
داشتن باشگاه بدنسازی ، داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران ، داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز) شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از: تلفظ حرف ق ، ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه! ، بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران ، داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از: توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك ، توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی ، داشتن مزرعه خشخاش ، آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی ، دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از : نداشتن چشم طمع به برادر همسر ، توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین، [...] و [...] شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از : خوردن موز به صورت دو بار در هفته ، داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی ، ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از : كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب ، پوشیدن پیراهن و شلوار سفید ، نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون ، نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل،برج پیزا،مجسمه آزادی و برج میلاد ، داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از : داشتن تنها دو دوست دختر ! ، آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن-داف ، داشتن روحیه جوانمردی ...
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد . سوالات را بخوانید ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف) ۱۱۶ سال ب ) ۹۹ سال ج ) ۱۰۰ سال د ) ۱۵۰ سال او نمیتواند به این سوال جواب دهد ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟ الف) برزیل ب) شیلی ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف) ژانویه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقیه حضار باید به دادش برسند ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟ الف) قناری ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید جوابها ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳) ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن insularia canaria یعنی جزایر توله سگ
راه 1: روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!!! راه 2: سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن! راه 3: وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين! راه 4: كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين !
زمان طولاني ميشه واسه اونايي كه غصه دارن . كوتاه ميشه واسه اونايي كه شادن . دير ميگذره براي اونايي كه منتظرن . زود ميگذره براي اونايي كه عجله دارن . اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي كه عاشقن ...
عشق از دیدگاه حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند) عشق از دیدگاه دختر حاج آقا: آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد) عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطخ زیر منحنی دوستت دارم) عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....) عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..) عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....) عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....) عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....سالی با دوستش هم قراره بیآد....دوست سالی واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم ) عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم ) عشق از دید کسی که بار اولش نبست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم) عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ) عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت می کنم اگه بیآد خواستگاریم) به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز) عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره) عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی ) عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن) عشق از دید حمیدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است, زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود. (جمله عاشفانه :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد) عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده: عشق یعنی کشک. (جمله عاشقانه : برو کشکتو بسآب)
.Love is when you find yourself spending every wish on him عشق آن هست که همه ی خواسته ها را برای او آرزو کنی. .Life is a flower which blossoms with trust عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید. .Life without love is nonsense and goodness without love is impossible زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن است. ".Love is something silent but it can be louder than anything when it talks عشق ساکت است،اما اگر حرف بزند،از هر صدایی بلندتر خواهد بود.
فروردين : تو که حال و حوصله سر و کله زدن با بچه هاي دماغوي فاميل رو نداري ... بخواب ديگه !
با چهره افروخته گل را مشــكن افروخته رخ مرو تو دگر به چمــــن گـــل را تو دگر خجل مكن اي مه من مشكن به چمن اي مه من قد سمـــــن جالبه نه !
آينده
اگر شما ذاتا'''' انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:
۱- الفبا از پ.و.ل شروع میشه! ۲- بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آبو قطع کرده! ۳- دهقان فداکار دیگه پیر شده و فداکاری تو کارش نیست دنبال چندرغاز مستمری ازین اداره به اون اداره درگیره بنده خدا! ۴- چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار پیدا کرده! ۵- شنگول و منگولینا هم که دیگه یه آیفونه تصویری خریدن مامانشونم دک کردن یه خونه مجردی ردیف کردنو صفا سیتی بندر! خودشون دیگه یه پا گرگ شدنو گرگه هم که به رحمت خدا رفته! ۶- دارا و سارا هم که رفتند فرانسه یه کبابی زدن کارشون برعکس ایرانو پوشیدنه لباسای کدی حسابی گرفته! ۷- کوکب خانم هم که شوهرش واسه سالگرد ازدواجشون یه مایکروفره سامسونگ خریده آخه اون دیگه آشپزی نمیکنه حوصله مهمون بازی هم نداره حتی تلفنای خونشونم جواب نمیده! ۸- روباه و کلاغ هم هممونو سرکار گذاشتن دستشون تو یه کاسه بوده! ۹- کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشم عمل کنه! ۱۰- حسنک هم گوسفنداشو فروخته و یه پیکان ۵۷ خریدئو با اون گوجه ای جوانانش مسافرکشی میکنه! ۱۱- آرش کمان گیر هم معتاد شده دیگه حتی سنگم نمیتونه پرت کنه! ۱۲- شیرین خسرو و فرهادو پیچونده و با دوست پسراش رفتن کوهرنگ. ۱۳- رستم و پسرش هم سهراب بعد از اون همه فیلم بازی کردن واسه همدیگه اسباشونو فروختنو دوتا موتور کراس خریدن افتادن تو خیابونا پی کیف قاپی! ۱۴- پترس هم از بس با دوست دختراش چت کرده دیگه انگاشتاش پوکیده دکترا قطع امید کردنو دیگه تو سوراخ سد هم جایی نداره! ۱۵- خانواده آقای هاشمی هم دیگه سفر نمیرن بنزینشون تموم شده تازه دل خوشی هم دیگه از سفر ندارن چون توی این سفر آخرشون که می خواستن کباب بخورن چوپان دروغگو کباب با گوشت خر بهشون انداخته بوده! ۱۶- اکرم هم که شوهرکردو با دوتا بچه از شوهرش که دوست صمیمیه امین بود طلاق گرفت الان کار میکنه و خرجه خودشو بچه هاشو در میاره با امین هم قطع رابطه کرده آخه اونم زده تو کار فروش کراک! ۱۷- ژاله هم بعد از اون خاطره تلخه پژمرده شدنه گلاش با فوم گل مصنوعی درست میکنه میگن تو کارش نامبر وانه! راستی چی به سر ماها اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شخصیتهای اون داستانای قدیم کجا اینا که شبیه حالو روز ما تو این زمونه اند کجا؟
به نام خدا
سلام دوستان گلم. ببخشید یه خورده دیر اپ کردم از این به بعد سعی میکنم بیشتر به وبم سر بزنم. می خوام یه کوچولو سبکه وبلاگمو تغییر بدم! امیدوارم خوشتون بیاد. یادتون نره نظر بدین!!! حق یارتون تا اپ بعدی.
قطاري به مقصد خدا مي رفت . لحظه اي در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست. کيست که با ما سفر کند؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟ قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندکي بر آن قطار سوار نشدند. از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود. در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم مي شد. قطار مي گذشت و سبک مي شد. زيرا سبکي قانون راه خداست. قطاري که به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد. پيامبر گفت : اينجا بهشت است. مسافران بهشتي پياده شوند. اما اينجا ايستگاه آخرين نيست. مسافراني که پياده شدند. بهشتي شدند. امااندکي، باز هم ماندند. قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ، راز من همين بود. آن که مرا مي خواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد. و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري.
آسمان را بنگر ، که هنوز ، بعد صد ها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد ! یا زمینی را که ، دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت ! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز ، پر امنیت احساس خداست ! ماه من ، غصه چرا ؟! تو مرا داری و من هر شب و روز ، آرزویم ، همه خوشبختی توست ! ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست ، که خدا را دارند .... ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی ، مثل باران بارید یا دل شیشه ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست ! او همانی است که در تارترین لحظه شب ، راه نورانی امید نشانم می داد ...... او همانی ست که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ، غرق شادی باشد ..... ماه من ! غصه اگر هست ، بگو تا باشد ! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است .... ! این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین ..... ولی از یاد مبر ، پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا ! و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست و چرا تنهایی؟
مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟ او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد. در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد . فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
ای خدای مهربان! روزی ام کن فهم روزهای خود تا نکوبم بر سر درهای بسته ای خدای مهربان! من نمی خواهم خورم خون جگر در تلاش کارهای بی ثمر من نمی خواهم شود جانم به سر در سرای بی ثمر ای خدای مهربان! رهنمای بی کسان بشنو این نجوای من دستگیر زین ناتوان
زندگی یعنی نگاهی آشنا یک ستاره در شب بی انتها زندگی شیرین ترین احساس توست لحظه ی نزدیکی دل با خدا زندگی یک قصه ای در باوره قایقی در برکه ای شناوره زندگی آزادی پروانه ای در عبور از لحظه های آخره زندگی کوچ کبوتر تا خداس قطره اشکی لحظه ی ناب دعاس زندگی حس غریب بغضی یه که تو زندون صدای بی صداس باز یک پروانه پیله می تنه زندگی سهم تو و سهم منه لحظه ی پرواز کردن می رسه آخر قصه همیشه روشنه…
برای هر کس سه راه در زندگی وجود دارد: راه اول،از اندیشه می گذرد.این والاترین راه است. راه دوم،از تقلید می گذرد.این آسان ترین راه است. راه سوم ،از تجربه می گذرد.این تلخ ترین راه است.
فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود،روی نیمکتی چوبی،روبروی یک ابنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم. - قبلا اینو به تو گفتن؟ -نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید،شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد ،کیفش رو باز کرد،عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...
،بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک فریدون مشیری
|
About![]()
سلام دوستان گلم.من نرگسم.17 سالمه.متولد مردادم.دوستام وروجک صدام میکنن اخه خیلی کوچولوام!!! از اینکه افتخار دادید و به وبلاگ من اومدید ممنونم منبع مطالب وبلاگ از شعرها، متن ها، داستان ها و بعضی از انها از وبلاگ دیگر دوستان انتخاب شده امیدوارم با نظراتتون در بهتر شدن وبلاگ به من کمک کنید دوستون دارم موفق و پیروز باشید . Archivesتیر 1388بهمن 1387 Links
به کجا چنین شتابان |